54
بسی رنج بردم به ۵۴ (پنجاه و چار)/ندانستم این را که چون است کار
(به تقلید از فردوسی حکیم)
(به تقلید از فردوسی حکیم)
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 20:47 توسط امیر
|
کسی نیک بیند به هر دو سرای / که نیکی رساند به خلق خدای
خب حدود چند صد سال (هزار سال پیش) پیش فردوسی چنین سرود. قبل از سرودنش این ابیات نبودند. زندگی چقدر بعد از بوجود آمدن این شعر قابل تحمل تر است. هنر کارش همین است. و آدم دست اول کارش این.
قدر لحظه ها را بدانیم.
زندگی مجموعی خاطره هست
که برای من و تو هست عزیز
لیک در چشم کسی دیگر
هم چو یه حباب
لحظه ای هست
سپس می ترکد.
سخت بی بنیاد است.
زندگی را می گویم.
دلتان
بنگرفت
و
نشد
جانتان
ملول
این آهنگ ها را امشب گوش کردم.
اغلب افراد "درگیر تنهایی شده٬ تنها مدارا می کنند. دنیا عجب جایی شده."
البته آن موقع قافیه داشت ولی حالا نمی دانم چرا اصل به ذهنم متبادر نشد. (این کلمه ی متبادر هم از آن کلمه هاست که سن آدم را نشان می دهد!)