داشتم کتاب "پیروزی آینده دموکراسی" اثر توماس مان به ترجمه مرحوم اسلامی ندوشن را ورق می زدم دیدم این قسمت از کلیله و دمنه را در صفحه آغازینش آورده. وصف حال بود اینجا گذاشتم:
خاصه در این روزگار تیره که خیرات بر اطلاق روی به تراجع آورده است و همت مردمان از تقدیم حسنات، قاصر گشته....می بینم که کارهای زمانه میلِ به ادبار دارد، و چنانستی که خیرات، مردمان را وداع کردستی، و افعالِ ستوده و اخلاقِ پسندیده، مدروس گشته، و راهِ راست بسته، و طریق ضلالت گشاده و عدل ناپیدا و جور ظاهر،
و علم متروک ، و جهل مطلوب
و لئوم و دنائت مستولی، و کرم و مروّت منزوی
و دوستی ها ضعیف ، و عداوت ها قوی
و نیک مردان رنجور و مستذل، و شریران فارغ و محترم
و مکر و خدیعت بیدار، و وفا و حریّت در خواب
و دروغ، موثر و مثمر، و راستی مردود و مهجور
و حق منهزم ، و باطل مظفّر
و متابعت هوی سنت متبوع، و ضایع گردانیدن احکام خرد، طریق مشروع،
و مظلوم، محقِ ذلیل، و ظالم، مبطلِ عزیز
و حرص غالب، و قناعت مغلوب
و عالَمِ غدار بدین معانی شادمان، و به حصول این ابواب ، تازه و خندان
کلیله و دمنه باب برزویه چاپ مینوی