Elephant Man

فیلم مرد فیل‌نما (1980) به کارگردانی دیوید لینچ، داستان واقعی زندگی «جوزف مریک» (در فیلم به نام جان مریک) را روایت می‌کند؛ مردی با ناهنجاری‌های شدید جسمی که در اواخر قرن نوزدهم در انگلستان به عنوان یک "پدیده" در سیرک‌ها به نمایش گذاشته می‌شد. این فیلم با پرداختن به مسائل عمیق انسانی مانند هویت، کرامت و برخورد جامعه با افراد متفاوت، نمایانگر تلاش مریک برای یافتن پذیرش و انسانیت در دنیایی است که به او به چشم یک موجود عجیب و غریب نگاه می‌کند.

مرد فیل‌نما از طریق نمادهایی مانند سیرک (نماد بهره‌برداری از تفاوت‌ها) و آینه‌ها (نماد هویت و بازتاب خود)، به مخاطب نشان می‌دهد که زیبایی و ارزش انسان‌ها در ظاهر فیزیکی آن‌ها نیست، بلکه در عمق روح و شخصیت آن‌هاست. فیلم همچنین به تضاد میان بهره‌برداری از مریک توسط جامعه و تلاش‌های برخی افراد برای بازگرداندن کرامت او می‌پردازد. این اثر، به شیوه‌ای شاعرانه و احساسی، مسائلی مانند مهربانی، همدلی و انسان‌دوستی را مطرح می‌کند و در عین حال به نقد بی‌رحمی و بی‌تفاوتی جامعه نسبت به "دیگری" می‌پردازد.

کس می نزند دمی در این معنی راست

"در دایره ای کامدن و رفتن ماست/آن را نه بدایت نه نهایت پیداستت

کس می نزند دمی در این معنی راست/ کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست" خیام

داشتم این رباعی زیبای خیام را نگاه میکردم. این مصرع در ذهنم بزرگ و پر مفهوم شد. کس می نزند/ دمی/ در این معنی/ راست.

هست شب یک شب دم کرده و ...

صبح که از خواب بیدار شدم نمیدانم چرا در سرم این بیت شعر مرتب تکرار می شد: شبی گیسو فروهشته به دامن/ پلاسین معجر و قیرینه گرزن

این بیت یک شعر از منوچهری است که در کتابهای ادبیات درسی زمان ما وجود داشت. و در وصف شب است. نوشتالژی و پیچیدگی ضمیر ناخودآگاه آدمی.

دکتر جسینعلی هروی در 75 سالگی درگذاشت

کتاب "نقد و نظر در باره حافظ" که مجموعه مقالاتی از دکتر حسینعلی هروی است را ورق می زدم. مقاله اول ترجمه شعری از شاعر فرانسوی گابریلا میسترال بود که مرحوم در سال 1341 در کتاب ماه ترجمه کرده بود. نام شعر "دعا برای آنها که خودکشی کرده اند". کنجکاو شدم بیشتر در باره او بدانم. گوگل کردم. در ویکیپدیا خواندم : "فواد نظیری در کتاب شب زنبیل سیاهی‌ست که ترجمه‌ای از آثار گابریلا میسترال است از جانب احمد رضا احمدی نوشته که هروی اولین بار در کیهانِ ماه، شماره اول، خرداد ۱۳۴۱، میسترال را با ترجمه شعر دعا برای آن‌ها که خودکشی کرده‌اند به زبان فارسی معرفی می‌کند و شگفتا که خود پیرانه‌سر، رنج تلخِ بی‌مهری‌ها و بازی‌های روزگار را تاب نیاورد و به گونه‌یی دردبار خودکشی کرد."

با خودم فکر کردم از به بعد بهتر است بجای درگذشت، بعضی موارد را گفت "درگذاشت". یعنی گذاشت رفت. بهتر از کلمه "خودکشی" است. و البته آن عبارت "بی مهری ها و بازی های روزگار" هم کم سخن نمی گوید.

no comment

فقط قدرت است که می‌تواند جلوی قدرت را بگیرد.

شارل دو مونتسکیو

بر گرفته از سایت time.ir