یک جمله برای تامل
بزرگترین هدیهی یک پدر و مادر این است که آنقدر مهربان باشند که این حق را بدهند که فراموششان کنیم.
آلن دو باتن (کتاب "خوشی ها و ناخوشی های فزرندآوری" ، آلن دوباتن، ترجمه رشید جعفرپور، انتشارات کرگردن، صفحه 74)
برگرفته از time.ir
بزرگترین هدیهی یک پدر و مادر این است که آنقدر مهربان باشند که این حق را بدهند که فراموششان کنیم.
آلن دو باتن (کتاب "خوشی ها و ناخوشی های فزرندآوری" ، آلن دوباتن، ترجمه رشید جعفرپور، انتشارات کرگردن، صفحه 74)
برگرفته از time.ir
بعد از همه دراویش
نوبت اینشتن رسید
با آن فرمول جادویی اش
ای مساوی ام سی دو
اما زندگی من در این نقطه از جهان
بی فرمول و با فرمول به سهولت به هیچ تبدیل شد.
ما رفتیم از این جهان و ندانستیم
رفتیم از این جهان و نفهمیدیم
شاید شما بدانید یک روز
اسرار زندگی این موجود دو پا را
بر روی این زمین
یک جا کیارستمی گفته بود که "عشق یک سوء تفاهم است." و امروز این جمله را در time.ir می خواندم جالب بود:
اسطوره ها را بخوانید. آنها میآموزند که میتوانید به درون بازگردید، و شروع به دریافت پیام نماد ها میکنید. اسطوره های ملت های دیگر را بخوانید، نه اسطوره های دین خود را، زیرا گرایش تان بر آن است که دین خود را از زاویه ی واقعیات امور تفسیر کنید، اما اگر اسطوره های دیگران را بخوانید شروع به دریافت پیام خواهید کرد. اسطوره کمک میکند که ذهن خود را در تماس با این تجربه ی زنده بودن قرار دهید. به شما میگوید که این تجربه چیست. به عنوان مثال ازدواج را در نظر بگیرید. ازدواج چیست؟ اسطوره میگوید چیست. ازدواج، اتحاد دوباره ی جفت جدا شده است. شما در اصل یکی بوده اید. اکنون در جهان دوتا هستید، اما ازدواج درک این یگانگی روحی است. ازدواج با ماجرای عاشقانه فرق میکند، و با آن ارتباطی ندارد. سطح اسطوره شناختی دیگری از تجربه است. هنگامی که افراد با این نیت ازدواج میکنند که یک ماجرای عاشقانه ی بلندمدت را آغاز نمایند، خیلی زود از یکدیگر جدا میشوند، زیرا همه ی ماجراهای عاشقانه به ناکامی منتهی میشوند. اما ازدواج، درک نوعی یگانگی روحی است. چنانچه زندگی مناسبی داشته باشیم، و ذهنمان در رابطه با شخصی از جنس مخالف، معطوف به کیفیت های مناسبی باشد، همسر مذکر یا مؤنث خود را پیدا خواهیم کرد. اما چنانچه با علایق جسمانی خاصی اغوا شویم، با شخص نامناسبی ازدواج خواهیم کرد. از رهگذر ازدواج با شخص مناسب، تصور خدای مجسم را بازسازی میکنیم.
جوزف کمبل
بیمه ، بیمه تکمیلی، بیمه اکمل. چه مزخرفاتی. بیمه تکمیلی اش ملت بود بیمه اکملش آتیه سازان. عینکی طبی خریده بود که باید مدارکش می برد می داد. اول باید مدارک می برد بیمه ملت. آنجا 350 هزار تومان را قبول میکردند. بعد باید یک نامه میدادند ببرد بیمه اکمل. کارمند گفته بود نه نامه نمی دهیم. بروید صبر کنید 4 ماه دیگه که بیمه تکمیل پرداخت کرد بروید اکمل. این شعبه آقای کارمند این گفت. آمد بیرون از دوستی شنیده بود که در شعبه دیگر خانمی است که وارد است و دلسوز. رفت آنجا و آن خانم نامه را داد. دیگر دیر شده بود. ماند برای فردا. صبح ساعت 7 رفت که اولین نفر باشد. و نامه را داد و آنجا نیز ثبت شد. حال اینکه از این دو میلیون و نیم چقدرش را میدهند و کی میدهند کس نمی داند.
یک جمله هم امروز از سایت time.ir دیدم جالب بود اینجا می گذارم:
سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی. هم وقت خودت رو تلف میکنی و هم خوک را اذیت میکنی.
مارک تواین
آدم بدبین، سختی را در هر فرصتی می بیند؛ آدم خوش بین، فرصت را در هر سختی.
وینستون چرچیل
(برگرفته از سایت time.ir)