لگد کوب خیال
اخیرا به نام "ادوارد ژوزف" برخوردم که برایم جالب بود ایشان علیرقم این که مالی چی بوده و موسس بانک ولی در موسیقی و خطاطی و مولوی شناسی هم ید طولایی داشته و این همه بسیار برایم عجیب می نمود. یک کتابی دارد به نام "نخجیران" که بدیع الزمان فروزانفر برایش مقدمه نوشه و در صفحه اول آن این بیت از مثنوی را دارد:
جان همه روز از لگدکوب خیال
وز زیان و سود و از خوف و زوال
نی صفا می ماندش نه لطف و فر
نی به سوی آسمان راه سفر
خیلی این بیت به دلم نشست.