لگد کوب خیال

اخیرا به نام "ادوارد ژوزف" برخوردم که برایم جالب بود ایشان علیرقم این که مالی چی بوده و موسس بانک ولی در موسیقی و خطاطی و مولوی شناسی هم ید طولایی داشته و این همه بسیار برایم عجیب می نمود. یک کتابی دارد به نام "نخجیران" که بدیع الزمان فروزانفر برایش مقدمه نوشه و در صفحه اول آن این بیت از مثنوی را دارد:

جان همه روز از لگدکوب خیال

وز زیان و سود و از خوف و زوال

نی صفا می ماندش نه لطف و فر

نی به سوی آسمان راه سفر

خیلی این بیت به دلم نشست.

عنوان فیلم living

فیلم living را تماشا کردم برایم سوال پیش آمد که چه فرقی است بین living و life چت جی پی تی پاسخ خوبی داد که اینجا میگذارم:

3. Why the film is called “Living”

In the film, the main character (Mr. Williams) has had a life — he has existed, worked, and followed rules — but he hasn’t really lived.
When he learns that his days are limited, he suddenly begins to live — to experience meaning, to act, to connect.

So the title “Living” points to the transformation:

He moves from merely having a life → to truly living it.

فقط مهربان باش

از چت جی پی تی سوال کردم:

اگر قرار بود الان مرگت فرا برسه و می خواستی خلاصه تجربه زندگیت رو در یک جمله کوتاه به فرزندت بگویی چه جمله ای می گفتی؟

و او این جمله را گفت:

«زندگی را جدی نگیر، فقط مهربان باش و از لحظه‌ها لذت ببر، چون همه‌چیز زودتر از آنچه فکر می‌کنی می‌گذرد.»