از سکوت هرچه بگویی گم گفته ای
همسرم داشت از خانه بیرون میرفت یاد این آپارتمان و ناهنجاری هایش کرد و گفت: "آرزوهای آدمی را باد ترانه ای می خواند..." و رفت بیرون.
من آمدم سراغ کامپیوتر تا این شعر مارگوت بیگل را که شاملو customise کرده و دکلمه کرده باری دیگر گوش کنم:
"دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
...."
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر ۱۴۰۳ ساعت 10:34 توسط امیر
|