حرص استخوان

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است.    (حافظ)

این جمله کمی عجیب است. صبح بیرون می رویم به امیدی ولی به مقصود نمی رسیم و شب باید آه کنیم. یعنی رسیدنی در این دنیا در کار نیست. اما گنج چیست؟ چهل سال صبح به دعا از خانه بیرون شدن و شب به مقصود نرسیده آه کنان بودن را کلید نامیدن آیا عجیب نیست. حافظ چه می خواهد بگوید؟

همایی چون تو عالیقدر ، حرص استخوان تا کی؟  (حافظ همان غزل)

تفال

بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت

آخرین قضیه‌ی فرما

این صفحه را از ویکی پدیا امانت گرفتم و گذاشتم اینجا تا دو کلمه راجع به فرما بگم. اونجوری که معلم ما در اعصار قدیم برای ما تعریف کرده بود و من را به day dreaming یا رویابافی کشانده بود. به نقل از استاد ، فرما که از ریاضیدانان حاذق فرانسه بوده است و کنار صفحه ی کتابی که عکسش را در بالا گذاشته ام مساله ای را طرح کرد که به مدت بیش از 300 سال فکر ریاضیدانان سراسر جهان را به خودش مشغول کرد تا بالاخره یک ریاضیدان انگلیسی به نام اندرو وایلز Andrew Wiles آن را حل کرد. صورت مساله ساده است. اعداد فیثاغورثی را که شنیده اید مثل 3و 4و 5 که اضلاع یک مثلث قائم‌الزاویه رو تشکیل میدهند. به صورت x2 + y2 =z2  هستند. حالا اگر بجای 2 ، n بگذاریم آخرین قضیه‌ی فرما می‌گوید که هیچ سه عدد صحیح و مثبتی نمی‌توان یافت که معادله فوق را برای n های بزرگتر از 2 ارضا کند.

البته بی بی سی یک فیلم مستند هم از زندگی و نحوه ی یافتن راه حل توسط آقای اندرو وایلز ساخته که دیدنی است.

داشتم می گفتم

گفتم : پیگیری کنی چیزی رو از دست ندادی ، اما اگر پیگیری نکنی حتما چیزی رو از دست دادی.

که یک هو دیدم وزن گرفته و یه کمی هم ایهام و خلاصه شرایط آمدن در وبلاگ را یافته.

یاهو

شب است. ساعت 2:20 . خوابم نمی‌آید. می‌خواهم وارد ایمیل یاهو شوم وصل نمی‌شود. بلاگفا وصل شد. حالا دارم می‌نویسم. چرا یاهو وصل نمی‌شود...... .

همین و بس.

رویاهای بی‌مادر

ما نباید بمیریم، رویاها بی‌مادر می‌شوند.

این نام کتاب شعری از سید علی صالحی است. کتابی سه گانه از ایشان که این اسم یکی از آن‌هاست. دوتای دیگه یکی :‌ رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ  ، و دیگری انیس آخر همین هفته می‌آید

در روزنامه‌ی شرق می‌خواندم.

بطالت

به هرزه 
                بی می و معشوق
                                           عمر میگذرد

بطالتم بس
                 از امروز کار خواهم کرد.

(حافظ)

ارز دانشجویی

اول مطلبی در باره‌ی ارز دانشجویی که در اخبار آمده را بگذارم:

شرایط اعطای ارز دانشجویی اعلام شد
معاون بورس و امور دانشجویان خارج سازمان امور دانشجویان وزارت علوم گفت: دانشجویان ایرانی خارج از كشور طبق مقررات ارزی بانك مركزی كه در سایت اداره كل امور بورس وزارت علوم اعلام شده است می‌توانند ارز دانشجویی دریافت كنند.
 حسن مسلمی نائینی در خصوص نحوه دریافت ارز برای دانشجویان ایرانی خارج از كشور، اظهار كرد: دانشجویان پس از ثبت نام در نشانی الكترونیكی http://nesha.msrt.ir و تعیین بانك می‌توانند به صورت اینترنتی از زمان دریافت ارز خود مطلع شوند كه در این زمینه به دانشجویان و خانواده‌های آنها تاكید می‌شود كه بر اساس زمان تعیین شده به وزارت علوم مراجعه كنند و زودتر از آن پیگیر نشوند.
وی با بیان اینكه وزارت علوم در زمینه اعطای ارز، روزانه به 250 نفر خدمات ارائه می‌كند، تصریح كرد: براین اساس به ترتیب اولویت ثبت‌نام، به دانشجویان ارز ارائه می‌شود.
معاون بورس سازمان امور دانشجویان در خاتمه به ایسنا اظهار كرد: دانشجویانی كه به صورت پاره وقت تحصیل می كنند، به میزان روزهایی كه در خارج از كشور هستند می‌توانند از ارز دانشجویی استفاده كنند.
  
و این یعنی سرکار گذاشتن کسانی که در به در به دنبال کار خودند. اولی می‌گوید که :
برای ورود به سامانه نشاه به آدرس جدید زیر مراجعه نماييد 
nesha.msrt.gov.ir
و وقتی که روی سایت فوق کلیک کنید تصویر دوم می‌آید:

This webpage is not available

به قول خودم با تلمیحی به نیما: کسی هم نیست تا پرسم، کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ی خود را؟

منزل ویرانه

بهتر است که به علت فقدان مطلب یک بیت از حافظ بنویسم:

حافظا خلد برین ٬ خانه‌ی موروث من است / اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم؟

اسب سپید آتشی و احساس فسیلیت

- آتشی را می‌شناسی؟

- فکر کنم دوبلور یا گوینده بود.

- شاعر اسب سپید وحشی..

- نشنیده‌ام.

در این موقع‌هاست که احساس میکنم زیادی پیر شده‌ام.

من چه دیر فهمیدم

غذاهای مادرم چه خوب بود. تازه من به او ایراد می‌گرفتم که رنگ سبز خورش اسفناج چرا متمایل به کبودی است. آدم چه دیر می‌فهمد. من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتاً. ایران مادرهای خوب دارد، و غذاهای خوشمزه، و روشنفکران بد، و دشتهای دلپذیر.
.................................................................................................................................
................................................................................................................................
............................................................................. و همین ......................................

                                                                                        سهراب

مطلب فوق را در کتابی دیدم به نام "آلبوم نقاشی های سهراب سپهری" که به دست خط خود سهراب بود که خیلی به دلم نشست. (پر رنگ کردن کار من است)

کام و جان و حقوق این ماه

تاثیر نوسانات ارز و طلا به حقوق ما هم رسید و امروز ۵ ام است که از حقوق خبری نیست. لذا برای تسکین خاطر فالی از حافظ گرفتم آمد:

گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

خب مثله این که امروز همش صحبت کشتن و ناکامی و این جور چیزاست! البته در توضیح آورده که "بخت و اقبال مساعد همراه تو است. به زودی به کام و آرزوی خود می رسی...." که نفهمیدم تفسیر گر از کجا این نتیجه ها را گرفته است.

 

مواضب باشید زیاد به کسی اعتماد نکنید همیشه خطر در کمینه

به یکی از فامیلا که خیلی اعتماد داشتم وکالت تام دادم خانه‌ام را بفروشد و او پولم را بیش از یک ماه هست که نداده و در این مدت دلار از ۱۶۰۰ تومان رسید به ۲۰۰۰ تومان. یعنی تو ۶۰ میلیون ۱۵ میلیون ضرر کردم. آدمی نمی‌دونه چی بگه. نمی‌گه هم که نمی‌ده همش هم معذرت‌خواهی می‌کنه ولی چه فایده؟