بعد از عمل پولیپ و پایه تخت جک دار

خب عمل به خوبی به پایان رسید. فقط نمیدانم بیمارستان آتیه گران میگیرد یا هزینه همین است. حدود 7 میلیون تومان شد که 10 درصد را من دادم یعنی 700 هزار تومان و بقیه را بیمه تکمیلی. چون با لیزر عمل میکند ریکاوری سریع است و خون ریزی بعدی ندارم. فعلا با اینکه 5 روز بیشتر از عمل نمیگذرد کلی کار سنگین هم کردم. یک پایه تخت خریدم که زیر تشک قرار میگیرد و جک دارد و می توان از زیر تشک به عنوان انباری استفاده کرد. امروز انجامش دادم. پایه جک دار حدود 180 هزار تومان. 40 هزار تومان وانت تا اینجا. 20 هزار تومان به کارگر برای اینکه 7 طبقه را بیاورد بالا. البته وزنی نداشت ولی حجم داشت. نمیشد تو آسانسور گذاشت. همین چیزا دیگه. برای امروز بس است.

عمل پولیپ

مدتی بود که تنفس برایم دشوار شده بود. آبریزش بینی و پولیپ حساسیت. شاید یکی از علتهایش همین آلودگی هوا باشد. دیروز رفتم دکتر. عکس گرفت. گفت باید عمل کنی. قرار شد امروز ساعت 7 بیمارستان باشم برای عمل. دفعه قبل یادم نیست کی عمل کردم فکر کنم 4 یا 5 سال پیش بود. پولیپ عود می کند. بزرگترین عیب پولیپ از دست دادن حس بویایی است. طعم غذا یا ادوکلنی که میزنی را حس نمیکنی. یا کم حس میکنی.

دیگر اینکه مدیر گروه یکی از رشته های دانشگاه آزاد را که از همکاران قدیم بود سعی کردم پیدا کنم. اول به ایمیلش نامه ای فرستادم. آدرسی دانشگاهی که در اینترنت یافتم. بعد نام برگشت که این آدرس موجود نیست. رفتم دانشگاهش. در اتاقش قفل. چند دانشجو در مقابل در. گفتند جلسه داره در را قفل میکنه. گاهی کسی هم نباشه در رو قفل میکنه. نمی دانستم چه باید کرد تا ببینمش. دوری در سالن زدم و از یکی از کارکنان سراغ او را گرفتم او هم تلفنهایش را داد. یک تلفن مستقیم و دو تا داخلی. از آن موقع تا حالا هر چه تلفن میزنم کسی بر نمی دارد. این هم از مسئولین دانشگاه ما که پشت درهای بسته پنهان میشوند.

پنج شنبه ای دیگر

امروز پول ماشین تیبا را ریختیم به حساب سایپا. 8 میلیون اول داده بودیم و امروز 19.5میلیون. یک ماه دیگه میدهند. ماشین برای دخترمان که در دانشگاه قبول شده و حالا مشغول تحصیل است. این قسمت خوب امروز.

امروز همکارم فیلمی از زیر قطار انداختن دختری را در متروی تهران در ایستگاه دولت آباد نشان داد. حالم بد شد. آمد پایین سکو و سرش را گذاش روی ریل و قطار عبور کرد. فقط قطار دیده میشد ولی میشد حدس زد که چه پیش آمده است.

روی هره اتاق کار بیسکوییت خورد کرده می ریزیم. کبوترها می آیند و گنجشکها. کفتر چاهی تهاجمی است. یاکریم آرام است. گنجشکها هم وقتی یکیشان گردن کلفتی میکند خنده دار میشود.

باری هوا کمی هم سرد شده است.