نبات و ماجرای فیلم "طعم گیلاس" در کن
دیگر اینکه در مجله فیلم مطلبی بود در باره ماجرای حضور فیلم "طعم گیلاس" در فستیوال کن. و اینکه قبل از بردن جایزه یک شبکه تلویزیونی حاضر شده به مبلغ 300000 دلار بخرد که آقای حقیقت از کیارستمی پرسیده و او گفته فعلا دست نگهدار و بعد از برنده شدن به مبلغی بسیار بیشتر که دیگر ذکری از آن به میان نیامده فروخته شده است. با توجه به اینکه تهیه کننده فیلم ، خود کیارستمی بوده نتیجه می توان گرفت که آقای کیارستمی مرد پولداری بوده است. روحش شاد.
از باد خزان غافل مشو
به حق چیزهای نشنیده
"....برام اصلا مهم نیست که بیاد بهم برینه، بیاد ازم تعریف کنه ، بیاد ..." دختر خانمی با عصبانیت داشت با موبایل حرف می زد.
"... واقعا پس خاک بر سر من کنند..." مردی این را گفت و موبایل را خاموش کرد و وارد پاساژ شد.
مردمی داریم بسیار عصبی و اندکی رکاکت بیان.
راننده بی احتیاط و ماجرای سوسک
"...دیگه از سوسک که کمتر نیستیم. سوسک هم وقتی بچه اش رو در خطر می بینه از بچه اش دفاع می کنه..."
من که تا حالا ندیدم سوسک از بچه اش در مقابل تهدید دفاع کنه.
و دیگر اتفاق عجیبی که امروز در تاکسی افتاد. سمت عقب من وسط بودم. سمت چپم یک آقایی و سمت راستم یک خانم نشسته بود. آقای کناری من گفت نگه دارید. راننده نگه داشت. از سمت خودش پیاده شد. خانمی هم که سمت راست من بود به خیال اینکه آقا به طور درست باید از سمت راست پیاده شود پیاده شد. راننده متوجه نشد تا آقا پیاده شد شروع کرد به حرکت و در سمت راست باز و خانم متعجب و من به صدا که آقا وایستا خانم سوار شه و قس علیهذا. خدا به خیر گذروند که خانم کاملا پیاده شده بود وگرنه نقش زمین و چه بسا حادثه.
راستی یادت نرود هستی تو.
باری این وبلاگ من هم تقریبا بی خواننده است. اغلب هم من برای خودم می نویسم. تا یادم نرود که هستم.
اشکال کجاست؟
خوبی یا دانایی مسئله این است
"شر و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی می زاید و حسن نیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازه شرارت تولید خسارت کند. مردم بیشتر خوبند تا بد و در حقیقت، مسئله این نیست. بلکه آنها کم یا زیاد نادانند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده می شود. نومیدکننده ترین ننگ ها، ننگ نادانی است که گمان می کند همه چیز را می داند و در نتیجه به خودش اجازه آدم کشی میدهد: روح قاتل کور است و هرگز نیکی حقیقی یا عشق زیبا بدون روشن بینی کافی وجود ندارد."
حیف شد که در تصادف ، زود مرد. حرف ها داشت تا بزند. 47 سالگی فوت کرد. وقتی که من سه سال داشتم. و جایزه نوبلش را در 44 سالگی گرفت.
و اما گشتم انگلیسی جمله بالا را پیدا کردم: ظاهرا از کتاب "طاعون" گرفته شده است.
The evil that is in the world always comes of ignorance, and good intentions may do as much harm as malevolence, if they lack understanding. On the whole men are more good than bad;that, however, isn't the real point. But they are more or less ignorant, and it is this that we call vice or virtue; the most incorrigible vice being that of an ignorance which fancies it knows everything and therefore claims for itself the right to kill.There can be no true goodness, nor true love, without the utmost clear-sightedness. (Albert Camus, from his book "The Plague")