life goes on
Life goes on
and we pass through
Days of sunlight days of tears
It´s the way life comes to you
Foolish wasting precious years.
Life goes on
One day you cry
In your laugh you filled the air
See the winter paint the sky
Feel a moment of dispair.
One day you trust in love
the world exists for you
One day you trust no more
and then the world turns blue.
Here today, tomorow gone
Say goodbye and life goes on...
در پمپ بنزین باید مراقب پرداخت خود بود
گفتگوی بدیعی و باقری و دو راهه ای در جاده
به نظر من سمبلیک است. بدیعی راهی رو که میشناسه و کوتاه تره خودکشی است ولی باقری راه طولانی تر را می شناسه و اون راه زندگیه که طولانی تره و قشنگ تره.
چاه آب غیر مجاز و اینکه جرات را چطور می نویسند
سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند. (غافل از اینکه ممکن است بعدا همین اراذل با شمشیر سرت را از تنت جدا کنند.)
درمانگاه سنت جیمز و طعم گیلاس
St. James Infirmary
I went down to St. James Infirmary
To see my baby there,
She was lyin' on a long white table,
So sweet, so cool, so fair.
Went up to see the doctor,
"She's very low," he said;
Went back to see my baby
Good God! She's lying there dead.
Let her go, let her go, God bless her;
Wherever she may be
She may search the wide world over
And never find a better man than me
Oh, when I die, please bury me
In my ten dollar Stetson hat;
Put a twenty-dollar gold piece on my watch chain
So my friends'll know I died standin' pat.
Get six gamblers to carry my coffin
Six chorus girls to sing me a song
Put a twenty-piece jazz band on my tail gate
To raise Hell as we go along
Now that's the end of my story
Let's have another round of booze
And if anyone should ask you just tell them
I've got the St. James Infirmary blues
سلام مردی در صبحگاه
احساس ناهماهنگی
1- محدود شدن آدم
2- باید با سلیقه مردم خودمان را تطبیق دهیم
3- دوست نداریم برقصیم و دوست داریم بجاش کتاب بخوانیم ولی مجبوریم نخوانیم و در بهترین حالت اگر بتوانیم مقاومت کنیم و بلند نشویم حداقل دست بزنیم
علیرغم این که من زیاد خوشم نیامد آخر تور همه نظرسنجی را پر کردند که معرکه بود و عالی بود و روبوسی و خداحافظی.
من که از کار دنیا سر در نیاوردم. یا من مردم را نمی فهمم. یا مردم مرا. یا من عقب افتاده و فسیلم یا مردم گیج و گول و منگ. خلاصه بدجوری احساس ناهماهنگی میکنم.
درخواست انتقال
طعم یک حبه انگور
کاری که دوست داریم و کاری که شغلمان است
مشکلات سند خانه
میگوید شما با توجه به وکالت کاری که به ایشان داده اید، ایشان ملزم است که قبل از هر عملی با شما هماهنگ بشود و صورت مجلس تفکیکی بر اساس تقسیم نامه ای که کاملا اشراف دارید صورت بگیرد. می توانید به اداره ثبت بروید و بخواهید که صورت مجلس تفکیکی به رویت شما برسد.
صورت مجلس تفکیکی بر اساس پایان کار در اداره ثبت صورت میگیرد.
کلید واژه: صورت مجلس تفکیکی - تقسیم نامه - اداره ثبت - سازمان زمین شهری - قدر السهم - عرصه - اعیان - شماره پلاک ثبتی- مفروز از پلاک xxx - اداره ثبت شمال غرب تهران جلال آل احمد - متراژ واحدها و مشاعات را سازمان نظام مهندسی مشخص می کند.
احتماکن احتما زاندیشه ها
می خوانم:
The more you know
The less you understand.
تصادف و تعیین سرنوشت یک بچه دو ماهه
5 مرحله یادگیری
مرحله 1 ) حسی Sensory
مرحله 2 ) به خاطر سپاری Memorization
مرحله 3 ) تحلیل Analysis
مرحله 4 ) قضاوت Judgment
مرحله 5 ) شهود Ituition
و در مورد شهود چنین میگوید: این سطح، مرحله نهایی است. سطحی که آموختن با تجربه شما عجین می شود. مرحله ای که شما کم کم متوجه ارتباط مطالب آموخته شده در یک رشته با مطالب آموخته شده در رشته ی دیگر می شود. متوجه می شوید که هر چیزی با هم به نحوی مرتبط است. جایگاه موضوعات را در "تصویر کلی" "the big pictuire" تشخیص می دهید. شما باید به این حد برسید. پاداش رسیدن به این مرحله ، توان لذت بردن از جستجوی مادام العمر حقیقت است.
آدما رنگ و وارنگ اند
با خود اندیشیدم که هیچ وقت شده من بگویم "مهمان دارم". آدما رنگ و وارنگ اند. نمی دانستم.