باری گذشت و دیگر عمری گذشته است

امروز دلم برای حمید مصدق سوخت. وقتی که صحبت از تکه ای از شعر او کردم "..باز کن پنجره را، پنجره را می بندی" دیدم این نسل جوان اصلا اسمش را نشنیده چه برسد که شعرش را خوانده باشد. بعد مروری کردم در اینترنت و خاطرات. متولد 1318 متوفی 1377

"بر کام ما نگشت و نکردیم

کاری که چرخ نگردد."

یا    این یکی

"ما روزهای معرکه در خواب بوده ایم."

ولی معروفترین شعرش "آبی ، خاکستری، سیاه " است و آن تکه های معروف دوران جوانی ما "من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد..." 

باری گذشت و دیگر عمری گذشته است.

از دیدن درخت گریستن

And then I remebered the Moors who had wept at the sight of trees.1

و من آن عرب مغربی را به یاد دارم که از دیدن یک درخت به گریه افتاد.

(از کتاب زمین انسانها اثر سنت اگزوپری)

نرخ نیما و نرخ سنا واژه پردازی ارز است امروز

این روزها باز بازار ارز آشفته بود و نرخهای جدیدی با نام های جدید متولد شد:

نرخ نیمایی : نظام یک پارچه معاملات ارزی

نرخ سنا: سازمان نظارت بر ارز

مثلا امروز در جستجویی در اینترنت معلوم شد که نرخ نیمایی یورو 10600 تومان است. و نرخ سنا یورو 16،700 تومان به تقریب. هر یورو 1.16 دلار است. پس نرخ نیما دلار میشه 9،100 و نرخ سنا دلار میشه 14،400 تومان. 

آماده عبور از آخرین در

"اسطوره‌ی بهشتِ ابدی هم صدق می‌کند که بیشتر به درد کهن سالان می‌خورد، کسانی که زندگی را پشتِ سر گذاشته‌اند و باید آماده‌ی عبور از آخرین در باشند که به سوی شب باز می‌شود."

عبارت فوق از جوزف کمبل است. به دلم نشست. در سایت time.ir خواندم. عبارت ادبی اش برایم جالب بود. مانند آنچه که در فیلم گلادیاتور نشان میداد.