جمله ای از سنکا
این جمله را جایی خواندم گشتم انگلیسی اش چنین است:
If one does not know to which port one is sailing, no wind is favorable.
Locius Annaeus Seneca
این جمله را جایی خواندم گشتم انگلیسی اش چنین است:
If one does not know to which port one is sailing, no wind is favorable.
Locius Annaeus Seneca
“You have been a poor observer of life if you have not also seen the hand
that, ever so gently – kills.”
― Friedrich Nietzsche
"آنکه ندیده است آن دستی را نیز که نوازش کنان - می کشد، زندگی را خوب ننگریسته است"
فردریش نیچه
جمله قصاری فارسی دیدم که وقتی انگلیسی اش را در اینترنت یافتم دیدم ترجمه ی دقیقی نیست. با این همه...
“We seldom think of what we have, but always of what we lack.” ― Arthur Schopenhauer
خرید فروش خانه واقعا پروژه ی سختی است و بسیار هم شانسی.
"حاشا که من به موسم گل ترک می کنم/ من لاف عقل می زنم این کار کی کنم
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم/ در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت/یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم
کی بود در زمانه وفا جام می بیار/تا من حکایت جم و کاووس کی کنم
از نامه سیاه نترسم که روز حشر/با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم
کو پیک صبح تا گلههای شب فراق/با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم
این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست/روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم"
او با شنیدن این غزل اندوهگین شد.
برای دیگری این غزل آمد:
"روز هجران و شب فرقت یار آخر شد/زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود/عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل/نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیب/گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل/همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز/قصه غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد/که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را/شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد"
و موجب شادی این دوست شد.
Steve Jobs
1955-2011
"The ones who are crazy enough to think that they can change the world, are the ones who do."
WE CANNOT SOLVE OUR PROBLEMS WITH THE SAME THINKING WE USED WHEN WE CREATED THEM
albert Einstein