4 میلیارد در مقایسه با 34 هزار میلیارد
یک نکته هم در باره میلیارد و بیلیون. انگلیسی و آمریکایی دیگه میلیارد نمیگه و میگه بیلیون. اروپایی ها میلیارد استفاده میکنند. میلیارد همان هزار میلیون است.
یک نکته هم در باره میلیارد و بیلیون. انگلیسی و آمریکایی دیگه میلیارد نمیگه و میگه بیلیون. اروپایی ها میلیارد استفاده میکنند. میلیارد همان هزار میلیون است.
Those who thoughtlessly make use of the miracles of science and technology, without understanding more about them than a cow eating plants understands about botany, should be ashamed of themselves. Albert Einstein
باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تامل و تفکر از پدیده های معجزه آسای دانش و فن بهره می گیرند و سفیهانه از درک مفهوم هوشمندانه ی آن عاجزند؛ همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار، اما از دانش گیاه شناسی بی خبر است. آلبرت اینشتین
He who cannot obey himself, will be commanded. That is the nature of living creatures. Nietzsche
در مورد اولی کتاب "المنت" است که ناشر گفت می توانم اگر اصلاحی را ضروری میداند انجام دهم تا در چاپ سوم اعمال کند.
در مورد آلفا مسئول محترم شهرداری گفت می توانم بیایم تعهد دهم و بگیرمش و یا آنها خودشان رهایش می کنند. حالا من در فکر جایی برایش هستم ببینم میتونم پیدا کنم.
Clustering Illusion
In 1957, Swedish opera singer Friedrich Jorgensen bought a tape player to record his vocals. When he listened back to the recording, he heard strange noise throughout, whispers that sounded like supernatural messages. A few years later, he recorded birdsong. This time, he heard the voice of his deceased mother in the background whispering to him: 'Fried, my little Fried, can you hear me? It's Mammy.' That did it. Jorgensen turned his life around and devoted himself to communicating with the deceased via tape recordings.
و تعجب که چسان وهم کسی را به سراب می شود راه نمون.
اداره ثبت احوال حبیب الهی با مدیریت ضعیفش. اول رفتم ثبت احوال پونک که خاطره ی خوبی از راه انداختن کار ارباب رجوع اش داشتم. آن جا کارت ملی المثنی صادر نمیکرد. گفت غرب تهران ، حبیب الهی نزدیکترینه. مجبور شدم برم حبیب الهی. در قسمت اطلاعات هیچ کس نبود. سیستم قطع بود. تا 11 که سیستم وصل شد. بعد در سایت ثبت احوال برای کارت ملی المثنی نوشته بود سه قطعه عکس 3 در 4. ولی اینجا دست بعضیها یک cd میدیدم. پرسیدم گفتند که باید بروی پیشخوان بغل عکس ات را روی سی دی بریزند بیاوری. رفتم. شلوغ بود. عکس میگرفتند. بعضی ها میرفتند. برمیگشتند که اداره ثبت میگه سی دی خالیه. بلبشویی بود. حدود ساعت 12:40 موفق شدم سی دی عکسم رو بگیرم. آمدم اداره ثبت. شماره ام 97 بود گذشته بود. شماره 106 رسیده بود. گفتم خانم شماره ام گذشته. گفت باید دوباره شماره بگیری. شماره گرفتم 188. نوبتم ساعت 3:45 رسید. 4 تعطیل میشدند. خانم کارمند ثبت به همکارش میگفت امروز چه روز خسته کننده ای بود. گفتم هم شما خسته شدید هم ما. بعد آب نباتی از کوله ام درآوردم روی میزش گذاشتم گفتم رفع خستگی است.