تکه ای از کتاب دوم آقای کن رابینسون به نام " یافتن المنت" را ترجمه کرده ام که اینجا میگذارم:

" دو ماهی جوان در رودخانه ای در حال شنا بودند. یک ماهی مُسن که از کنار آنها میگذشت پرسید: " صبح بخیر بچه ها. چطوره آب؟" آنها به او لبخندی زدند و به حرکت ادامه دادند. کمی پایین تر رودخانه، یکی از آن دو ماهی جوان رو به دیگری کرد و گفت: "آب چیه؟"