زنگی زدم کاری به فردی که روزی روزگاری با برادرش در دانشکده نفت همکلاس بودم. سال 53. حال برادرش را پرسیدم. گفت زیر عمل قلب فوت کرد. هاج و واج ماندم. چهره جوانی اش در ذهنم بود. امید و آرزوهایش در ذهنم بود و حالا یک دفعه دیدم که همه از هستی ساقط شدند. خدا رحمتش کند.