شعر پیغام ماهی ها همیشه گاه به گاه به یادم می آید و همیشه هم به اینجا که میرسم در معنایش گیر میکنم: " ولی آن نور درشت/ عکس آن میخک قرمز در آب/ که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد/چشم ما بود..."     

بعد سعی کردم در اینترنت به دنبال معنای آن بگردم. در مقاله ای نوشته ی سهیلا فرهنگی به نام "تحلیل گفتمانی شعر "پیغام ماهی ها" از سهراب سپهری که در گاهنامه "پژوهش زبان و ادبیات فارسی" شماره 6 تابستان 85 از همه چیز گفته جز معنای شعر.

در وبلاگ yasamin.mihanblog نیز ترجمه انگلیسی شعر را خواندم :

When the wind  stirred behind 

the clay parapets of our sleep

was our eye...

پس دیدم آن چه من فهمیده ام را بهتر است اینجا بیاورم: اولا چشم ما بود به معنی برایمان عزیز بود است و نه اینکه چشم ما بود و ما با آن به چیزی نگاه میکردیم. دوما چین های تغافل به معنی چینی نیست! لایه های پنهانی ناآگاهی آدمی را میگوید. و نیز شاید اشاره ای ایهام گونه دارد به موجهای دایره ای باشد که باد در سطح آب ایجاد میکند. 

بگذریم. شعر قشنگی است که باید خواندش.