تو همان اندیشه ای
امروز در پارک قدم می زدم به مناسبتی فکر کشیده شد به این شعر مولوی. بسیار خوانده بودمش آنرا قبل از این اما امروز معنای واقعی کلامش بر من روشن شد. دانسته را فهمیدن شاید مصداقش باشد:
ای برادر تو همان اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای
گر گل است اندیشه ی تو گلشنی / ور بود خاری تو هیمه گلخنی
خدا رحمتش کند که در آن سالهای دور چه شعر ماندگاری سروده است.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 9:5 توسط امیر
|