پرسیدم : "خوبی؟" گفت :"هی! بیشتر دراز می کشم. با واکر زیاد نمی تونم راه بروم. کاری هم ندارم در این ایام بازنشستگی. انتظار می کشم." بعد اضافه کرد: "زندگی کردن من مردن تدریجی بود/ آن چه جان کند تنم ، عمر حسابش کردم" دلم برایش گرفت. با خودم فکر کردم این بیت از کیست؟ رفتم گوگل و دیدم از فرخی یزدی است. از شعری که مطلع اش این است: "شب چو در بستم و مست از می نابش کردم/ ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم"