امروز مطلبی از روانشناس کانادایی پیرو کارل گوستاو یونگ می خواندم که جالب بود و فکرم را به خود مشغول کرد

"...موضوع ابراز وجود بسیار وسیع است. فعلا به خاطر بسپاریم که فردی که در فعالیت های شغلی، خانواده یا دوستانش قادر به ابراز وجود نیست، بیشتر از سایرین احساس بدبختی و رنج می‌کند. به زبان دیگر، شخصی که در فعالیت شغلی، زندگی زناشویی یا خانوادگی یا میان دوستانش اثر وجودی ندارد، بیش از دیگران احتمال دارد به زندگی بی‌علاقه شود." از کتاب "قربانی دیگرانیم و جلاد خویش" ترجمه زهرا وثوق (من جمله را در سایت time.ir خواندم. این هم ذکر منبع)

برایم مفهوم "ابراز وجود" پر رنگ شد و اینکه معادل انگلیسی آن چیست؟ البته آقای کورنو به فرانسه فکر کنم می نویسد.