سه بلوک. دو بلوک افسار خود را سپرده به یک حسابدار بازنشسته. مدیریت قبلی سیستم آتش نشانی را از مدار خارج کرده. دو تا پمپ آتش نشانی را باز کرده. شیلنگ آتش نشانی را وصل کرده به لوله ورودی آب در موتورخانه. همین. هر هزینه ای که باید بکنیم یک سومش با ماست. دو سوم با دو بلوک دیگر. این است که متوقفیم. تاسیساتی آورده بودیم تا سیستم آتش نشانی را فعال کنیم. مانع شدند. حالا می بینیم که ساختمان پلاسکو آتش گرفته. همه چیز دود شده رفته به هوا. کار یک بار رخ می دهد. حالا اگر اتفاقی بیفتد مدیر بلوک مسئول است. ولی مدیر بلوک چه کاری می تواند بکند. یک بلوک که نداریم. سه بلوک است و یک موتورخانه. بلوک ما علاقمند به اجرا کارهای عمرانی است. ولی آن دو بلوک دیگر وبال است.