دیشب بار دیگر فیلم گلادیاتور آقای رایدلی اسکات را تماشا کردم. ماکسیموس دو سال و خورده دور از خانه بوده است. اول فیلم چه قوی شروع می شود. دشمن سر سرداری را که به مذاکره رفته بوده از تن جدا کرده اند. اسب سردار بدون سر را با خود می آورد. و رهبر دشمن از دور فریادی می زند که منتظر چنین عاقبتی باشید. و سر را روی زمین پرتاب می کند. چه رعب و وحشتی ایجاد می کند چنین رفتاری. .. باری فیلمی تاثیر گذار و ماندگار است.