نگو جایی نداری بروی
امشب که بیخوابی سراغم آمده بود به وجود فردی به نام عباس صفاری پی بردم که هم سن برادر خدابیامرز من است که خودکشی کرد و رفت. و شاعر است. ظاهرا تاثیر گذار هم هست. البته او را با دانلود کتابی از او به نام "کبریت خیس" شناختم. شعرهایش روان است و کمی هم شبیه سید علی صالحی و شاید بر عکس. باری عجیب تر اینکه او ساکن آمریکا است و نشریه ای به نام "سنگ" نیز بیرون می دهد. این یک نمونه از شعرش:
"نگو جایی نداری بروی
...
پرنده ای که پر می کشد از آشیان
نه آدرسی دارد نه شماره پروازی
نه قرار ملاقاتی
شاخه ی هیچ درخت و
نرده ی هیچ بالکنی را نیز
به نامش ثبت نکرده اند.
بی نام و نشان تر از پرنده که نیستی
این هوای ملس هم
که از فرط زلالی و صافی
پروانه میانش بکس و باد می کند
خوشبختانه ارث پدری هیچ دیوثی نیست.
....." قسمتی از شعر "نگو" اثر عباس صفاری
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 3:39 توسط امیر
|