چرا نگاه نکردم
امروز صبح کلماتی آهنگین در ذهنم به صدا در آمد: " من از دریچه صبح / به ظهر خیره شدم، / ولی ندانستم که شب کمین کرده است "
بعد هی این تکه از شعر فروغ در ذهنم تکرار میشد "چرا نگاه نکردم" . رفتم گزینه شعر فروغ را که از گذشته های دور داشتم آوردم هر چه گشتم نیافتم. بعد در اینترنت دیدم از کتاب "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" است. در گزینه من فقط کتابهای اسیر/ دیوار/عصیان/تولدی دیگر بود. باری آن تکه را از اینترنت کپی کردم و اینجا می آورم:
"چه روشنایی بیهودهای در این دریچه مسدود سر کشید
چرا نگاه نکردم؟
تمام لحظههای سعادت میدانستند
که دستهای تو ویران خواهدشد
و من نگاه نکردم" (فروغ فرخزاد)